اسمشو چی بذاریم

اینکه ما داریم میگذرونیم

اسمش زندگی کردنه یا فقط گذر کردن

بنظرم برای هر کسی معنای زندگی متفاوته

گاهی ینفر همینکه نفس میکشه و با لقمه نانی شکمش سیر میشه از نظر خودش داره زندگی میکنه

ینفر زندگی رو توی اهداف و آرزوهاش میبینه و تلاش هم داره

یکی زندگی رو با خوش گذروندن و سیر و سیاحت و سفر دوس داره

دیگری با کار و کوشش و ساختن آینده ی بهتر برای نسل بعدش اموراتش میگذره

اما معمولی ها زندگی نمیکنند و عمرشون را فقط میگذرانند

وقتی که نه جزو قشر بسیار ضعیفند نه مرفه بی درد

معمولی ها نه حمایت پدر رو دارند و شاید اصلن پدری نداشته باشند نه امیدی بر ارث و میراث یا مال و منال خانوادگی

اونها که با کمک وام ازدواج میکنند

با وام رهن خانه را جور میکنند

با درآمد اندک اموراتشون رو میگذرونند

گاهی تا ابد مستاجر باقی میمونند

یا شاید با وام و کلی بدهکاری صاحب خانه شوند

اون هم اگر اقبال یارشان باشد و بتونن از پس اقساط بربیایند و بتونند صاحبخانه بمونند

معمولی ها سر سال قرارداد اجاره خانه شان که میشود،حتی از چند ماه قبلش هول و ولای اضافه کردن رهن و اجاره بجانشان میافتد

دنبال وامی برای تقدیم به صاحبخانه میگردند

آخر با هزینه های امروزی که نمیشود پس انداز کرد

بعضی از معمولی ها هم پا را فراتر میگذارند و با وام صاحب خودرویی میشوند

گاهی هم مجبورند قید سواره بودن را بزنند و ماشین را بفروشند و باز چاله ی دیگری را پر کنند

حتی گاهی باید برای درمان دردهایشان دنبال وام ازین موسسه به آن بانک طی طریق کنند

خلاصه که دنیای همه ی معمولی ها هم شاید شبیه هم نباشد

اما اکثرا در متن زندگی شبیه همند

حالا حاشیه های هر خانواده مخصوص خودش است

باز هم میگویم که گذران عمر می کنیم

به نیابت زندگی